الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

271

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

تنها خداوند پاك است كه بعد از فناى جهان باقى خواهد ماند ، و هيچ چيز ديگر با او نخواهد بود همان گونه كه پيش از آفرينش جهان بوده بعد از فناى آن نيز خواهد بود و به هنگامى كه جهان فانى شود وقت ، مكان ، لحظه و زمان مفهومى نخواهند داشت ( آرى آن هنگام ) ( 360 ) اوقات ، سر آمدها ، ساعات و سالها از بين رفته و معدوم شده‌اند . چيزى جز خداوند يكتاى قهار نيست همه امور بسوى او بازگشت مىكنند ، كائنات همان گونه كه در آغاز آفرينش از خود قدرتى نداشتند به هنگام فنا و نابودى نيز نيروى امتناع نخواهند داشت ، چه اين كه اگر قدرت امتناع داشتند بقاء و دوام آنها ادامه مىيافت ، آفرينش چيزى برايش رنج‌آور نبوده و در خلقت آنچه آفريده است فرسودگى و خستگى برايش پديد نيامده است . موجودات را براى استحكام حكومتش نيافريده و براى ترس از كمبود نقصان پديد نياورده ، نه براى كمك گرفتن از آنها در برابر همتائى كه ممكن است بر او غلبه يابد ، و نه براى احتراز از دشمن كه به او هجوم آورد ، نه بخاطر ازدياد دوران اقتدار خود و نه پيروزى يافتن بر شريكى كه با او قرين است ، و نه بخاطر رفع تنهائى دست به خلقت آنها زده است ( نه او موجودات را براى هيچيك از اين مقاصد نيافريد چه او بىنياز محض است ) پس موجودات را نابود مىسازد اما نه بخاطر خستگى از تدبير و اداره آنها ، و نه براى اين كه آسايشى پيدا كند ، و نه به جهت رنج و سنگينى كه براى او داشته‌اند نه ، طولانى شدن آنها برايش ملال آور نيست تا نابودشان سازد ، بلكه خداوند با لطف خود آنها را اداره مىكند ، و با فرمانش نگاهشان مىدارد ، و با قدرتش آنها را مستقر باز مىسازد پس همه آنها را بار ديگر بدون اين كه نيازى به آنها داشته باشد باز مىگرداند ولى نه براى اين كه از آنها كمكى بگيرد و نه براى اين كه از بيم تنهائى با آنها انس گيرد و نه از اين جهت كه تجربه‌اى بيندوزد . . .